غنچه از خواب پريد
وگلي تازه بدنيا آمد
خار خنديد و به گل گفت سلام
وجوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي آمد نزديك
گل سراسيمه زوحشت افسرد
ليك آن خار در آن دست خليد وگل از مرگ رهيد
صبح فردا كه رسيد خار باشبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت سلام
به همه دوستان گلم سلام دارم.اونهايي كه از طريق سيماي استاني بوشهر دوماه مرا تحمل كردند
وبا تشويقهاي صميمانه خودشون باعث شدند بتوانم آيتم كپ كپ* و ريتميكهاي طنز* را نمايش بدهم
وهمين طور تمام دوستاني كه برنامه هاي (شونشيني) نديدند اميدوارم كه بانظرات گرانبهاي
خودشان بتوانم هميشه بهاشون بخندم.ازتمامي عزيزاني كه برايم زحمت كشيدند
بلاالخص آقاي آذرشب تشكر ويژه دارم.شونشيني ما تموم شد.
اميدوارم شونشينيهاي شمامستدام باد.
*كپ كپ:صداي موتور لنج (بوشهر)اجرا در دل خليج هميشه ي فارس
.باناخداهاوكاپتانهاي داخلي وخارجي
**درپايان شعري زيبا از استاد ابراهيمي شاعر دلسوخته ديار دشتي
که تقدیم کپ کپ کرد وتصويرم با استادكشاورز درجزیره کیش
جشنواره تابستانی تقديم شما عزيزان.دوستون دارم ./حسن غلامي
الهی رو لبت خنده بشینه
دلم از تو گل شادی بچینه
تو با کپ کپ صفای یاری هرشو
الهی مادرت داغت نبینه
|
+| نوشته شده توسط
حسن غلامی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385
|