یکم مهرماه روز تولدمه و روز بازگشایی مدارس
یادش بخیر انگار دیروز بود.یک مهر که مدارس باز میشد همه بچه ها
با هیاهوی غریب به مدرسه میرفتند.آنروز مادرم مرا به زور از خواب
بلند میکرد.تا بلند میشدم و لقمه نونی با چاهی بخورم ظهر میشد.
به مدرسه که میرسیدم بچه ها داشتند از مدرسه برمیگشتن.
همه ی این روزها همینطور بود/البته بغیر از زنگهای ورزش.
خارج از شوخی من اگه کمتر درس میخوندم ولی احترام
معلمهایم داشتم و درسهام خوب بود.حالا یک مهر که میرسه
دلم خیلی میگیره.شما هم دلتون میگیره.انگار همین دیروز بود.
یه دست تو دست مامان یه دستی دیگه رو لبامون که
شکرها باقیمانده پاک کنیم.اینجا تمام مدرسه هایی که درس
خواندم برایم خاطره است.بیشتر کوچه تا دبستان.
یک مهر با من حرف بزن.ازسالهای دبستان که هیچ وقت نمیدانستم امروز روز تولدمه.
یک مهر /دبستان /هیاهوی بچه ها /همه غریب /بعدآ آشنا/ناظم و مدیر/
صف کلاس/آمین ها وصلوات/نیمکت/ترس از معلم/زنگ ورزش/
شکستن شیشه ها/آوردن ولی/بوی کتاب فارسی/نقاشی های زیبا/
املاء/بابا نان داد/آفرین۱۷/مداد/تراش/بوی پاکن عطری/
(که عمو جمال برای مرحوم حسین نظافت می آورد)رنگ ماژیک/
کیف قفلی /دفتر نقاشی/دفترمشق۶۰ برگ کاهی/
زمستونهای سرد وپرخاطره/پوشیدن کاپشن/ مبصر کلاس /
تهدید های بچه ها به مبصر (زنگ خونه حالت می گیریم )/
چوب خشک معلم/گریه های........../پنیر لای نان/نان لای کتاب/
گچ وتخنه سیاه/ترنم باران /ترانه باز باران/تگرگ/آب توی کوچه/
آه کوچه تادبستان/آلسکا(آب نبات)/بازی با توپ لاکی(پلاستیکی)/
درخت کنار حلیمه/(که تمام خاطره هامون با بریدنش از بین رفت)
زنگ خونه/عصرپنج شنبه/جمعه های دلواپسی/ظهرجمعه/
کارتن های هاج زنبورعسل/ پسرشجاع/وبازشب /
ونوشتن ۲۰ باراز روی آن مرد آمد/بی ریا و........../
حالا که به چندسال گذشته برمیگردم
آرزو میکنم ای کاش همیشه کودک بودم وما که نمیدانستیم
روزی بزرگ خواهیم شد.کجایید کودکی هایم از کوچه تا دبستان...........
(حسن غلامی)
|
+| نوشته شده توسط
حسن غلامی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385
|